محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

605

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

به‌بازگشت آن نيست . به آينده اميدوار و از گذشته نااميد باشيد . « از خدا بترسيد و جز بر مسلمانى نميريد . » واژه‌شناسى إعترض الشّكّ : شك مانع شد . دخل : توهم كرد . ساختار ادبى إنّه : ضمير « إنّه » ضمير شأن است . كلّ شىء . . . عيانه أعظم : « عيانه » مبتدا و « أعظم » خبر آن است و كل جمله خبر براى « كل شىء » است . كم : خبريه و مبتدا و محلا مرفوع است . رابح : خبر براى مبتداى محذوف و در اصل چنين بوده است : « هو رابح » و جمله خبر براى « كم » است . خاسر : مانند قبلى است . طلبه أولى : مبتدا و خبر است و همه جمله ، خبر « يكون » است . عمله : نائب فاعل « مفروض » است . شرح و تفسير ( إنّه ليس شيء بشرّ من الشّرّ إلّا عقابه و ليس شيء بخير من الخير إلّا ثوابه ) شر هر چيزى است كه تجربه ، آن را سبب زيان و عقب‌ماندگى بشمارد و خير ، هر چيزى است كه تجربه آن را سودمند بشمرد . گاه نيز ممكن است ، يك چيز از يك جهت زيان‌مند و از جهت ديگرى سودمند كه در اين صورت در